تبليغاتX
باشگاه مهندسان علوم دامی

باشگاه مهندسان علوم دامی

علوم دامی

موم زنبور عسل و نحوه استخراج آن (بخش 1)

منشا موم 
زنبورهاي كارگر هشت غده موم ساز دارند كه در قسمت دروني حلقه هاي شكمي در بخش 4 تا 7 شكمي جا گرفته اند. اندازه هاي اين غده هاي موم به سن كارگر بستگي دارد. غدد مزبور در سن تقريبا 12 روزگي زنبور در بزرگترين اندازه خود هستند كه از روز 18، 19 تا آخر زنبور حالت نزولي طي مي كند. 
در طي اين دوره، زنبور پولك هاي مومي ساخته شده توسط غدد را با استفاده از فك و آرواره خود جويده و در آن واحد ترشحات براقي خود را جهت نرم كردن موم به آن اضافه مي كنند. وقتي كه موم به آن اضافه مي كنند. وقتي كه موم به خوبي خمير شد به روي شان عسل در ساختمان زيري ذخيره مي شود و يا از آن جهت چسباندن سلول هاي عسل استفاده مي كنند. 
موم تركيب شيميايي بسيار محكمي دارد و خواص آن با گذشت زمان همچنان غير معيوب(فاسد نشدني) باقي مي ماند. همچنين نسبت به هيدروليز و اكسيد شدن طبيعي مقاوم بوده و كاملا در آب غير محلول است. به جز لاروهاي بيد (پروانه) موم، هيچ حيوان ديگري شيره ها و اسيدهاي گوارشي لازم جهت هضم آن را ندارد. 
...........................
آرايش و خواص موم 
موم به طور طبيعي ليپيدي بوده و شامل هيدروكربن هاي اشباع نشده، اسيدها يا هيدروكسي اسيدها، الكل ها، رنگدانه ها، بيشتر از همه گرده و صمغ و ذرات كوچك حشرات مي باشد. 
در دماي معمولي موم حالت جامد دارد ولي وقتي درجه حرارت به 18 درجه سانتيگراد كاهش مي يابد، به سرعت حالت تردد و شكننده به خود مي گيرد و در دماي 35 تا 40 درجه سانتيگراد سريع نرم و انعطاف پذير مي شود. چگالي آن حدود 95، 5 و نقطه ذوبش 65 درجه مي باشد. رنگ موم با گذشت زمان تغيير مي يابد. به عنوان مثال موم بكر سفيد است ولي به تدريج هرچه از عمر آن مي گذرد تيره تر شده و در نهايت سياه مي شود. 
فرايند رنگ بندي به سبب حضور مواد خارجي در شانهاي عسل مي باشد. 
تجمع رنگدانه ها در موم معمولا سايه اي از زرد، نارنجي و قرمز مايل به قهوه هاي به آن مي دهد. اين تفاوت رنگ بندي در ارتباط با كيفيت موم اهميت خاصي ندارد. بنابراين هر گونه تلاشي جهت سفيد كردن موم(اسيد سولفوريك، پركسيد هيدرو‍‍ژن)همانطور كه در گذشته توصيه مي شد نه تنها بي مورد است بلكه امروزه آن را خطرناك دانسته و بايد ممنوع شود. 
............................
سايز سلول 
در شان هاي عسلي كه به طور طبيعي ساخته مي شوند، ابعاد سلول ها و متعاقبا تعداد تعداد آن ها در هر2 dm از هر نژادي ديگر تنوع بسيار دارد. ميانگين ابعاد سلول هاي ساخته شده توسط نژاد زنبورهاي اروپايي بين mm 5.13 (Apis Melliffera lingusta) و mm 5،5 (Aois mellifera carnica) مي باشد. 
melliffera Apis melliffera ، در مقايسه يا دو نژاد lingusta 875 و carnica 760 با ميانگين سايزي mm 5.37 كه در هر2 dm را همانطور كه قبلا مي دانيم، بهترين عدد براي زنبورها با mm 5.37 سلول است پذيرا مي باشد. 
تعداد واقعي سلول ها در هر 2 dm اندكي نسبت به مدل مومي ساخته شده فرق مي كند. زنبورها به آساني تنوع در سايز را با توجه به محدوديت هاي مشخص مي پذيرند. اگر آنها خيلي كوچك باشند طرد مي شوند و اگر خيلي بزرگ باشند احتمالا حشره نر برجسته اي خواهند شد. 
.................................
ساخت موم 
مهمترين مواد مورد نياز جهت ترشح موم عبارتند از: 
● حضور زنبور عسل بر اساسROECH زنبورها بايد 12 تا 18 روزه باشند ولي ول ليندايور معتقد است زنبورها بايد جوانتر باشند. 
● بايد دماي پيرامون 33 تا 36 درجه سانتيگراد در اطراف زنبورهاي موم ساز باشد. 
● يك ذخيره غذاي رها شده: عسل روان غليظ به ساخت شان ها كمك مي كند. 
يك فصل پر محصول ترشح موم را تحريك مي كند در حالي كه در طي دوران سخت به كلي اين ترشح متوقف مي شود. در هر صورت زنبورها مي توانند عسل و سلول هاي نوزاد خود را حتي در صورت عدم وجود عسل روان قابل دسترس بسازند البته با موم موجود در شان ها. 
دو دليل بسيار مهم جهت معرفي چهارچوب ها در ساخت موم وجود دارد. 
1. جايگزيني سالانه تعدادي از چهارچوب ها ادامه سلامت كنوني را تامين مي كند. 
2. چهار چوب هاي قديمي يك محيط مناسب جهت توليد مثل بيماري هايي هستند كه قارچ ها و هاگ ها باعث آن ها هستند. 
3. جايگزيني چهار چوب ها با موم پايه اي همچنين باعث كاهش خروج دسته جمعي زنبوران مي شود. همگامي كه زنبورهاي پرستار از لاورهاي جوان كمتري پرستاري مي كنند، چربي ذخيره مي كنند و اگر چهارچوب جديدي براي كار وجود نداشته باشد باعث تحريك دسته جمعي در زنبورها مي شود. 
.............................................
در شرايط عملي هر كندو بايد 3 چهار چوب پايه از نوزاد دريافت كند كه برابر با يك چهارچوب كامل است ...
.
.........
فاطمه سليمي بنه کهل
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 13:53  توسط مهیار حاجی اسفندیاری  | 

موم زنبور عسل و نحوه استخراج آن (بخش 2)

 
خارج كردن و تصفيه موم زنبور 
يك درصد مشخص از چهار چوب بايد در حجره نوزادان هر ساله حذف شود. شان اين چهارچوب را جهت بدست آوردن موم آن ذوب مي كند. روش هاي متفاوتي با توجه به نتايج و ثمرات مختلف در رابطه با اين عمل وجود دارد به هر حال، جدا از تمامي روش هاي مختلف، شان هاي تيره تر نسبت به شان هاي روشن تر موم كمتري پس مي دهند و دليل آن بسيار ساده است، شان هاي تيره تر و قديمي تر بارها مورد استفاده نوزادان قرار گرفته اند، بنابراين داراي پيله كرم، تفاله و باقي مانده موم مي باشند كه موم را جذب كرده و بدست آوردن تمامي موم در طي مرحله استخراج را غير ممكن مي سازد. 
..
استخراج خورشيدي 
تنها كافي است دما تا 68الي 70 درجه سانتيگراد بالا رود تا موم را به حدي مايع كند كه به آساني در موم ذوب كن خورشيدي ذوب شوند. در موم ذوب كن خورشيدي موم با بهترين كيفيت عمل مي آيد. ولي اين روش تنها 75% در شان هاي قديمي موثر است زيرا زماني كه شان هاي قديمي ذوب مي شوند كپه تفاله نوزادان موفق همانند يك اسفنج عمل كرده و موم را جذب مي كند، در اين صورت جريان آن كاهش مي يابد. يك مانع ديگري اين است كه پايه اصلي بايد دائما در مقابل آفتاب گردش داده شود و در هواي ابري يا نور ضعيف هيچ ثمره اي نمي دهد. 
اين روش چندان براي شان هاي قديمي موثر نيست و عمدتا براي ذوب كردن سرپوش ها يا شان هاي جديد به كار مي رود. 
..
استخراج با استفاده از آب جوش يا بخار آب 
روش مزبور مورد پسند همگان است و تجهيزات آن بايد از آلومينيوم، مس و يا استيل ضد رنگ ساخته شود. روي، تركيب قلع و سرب، آهن سفيد و آهن گالوانيزه به علت اينكه موم را تيره مي كنند چندان توصيه نمي شوند. 
..
1- استخراج با آب جوش و با استفاده از غوطه وري اجباري
شان ها همگي در يك كيسه از كنف هندي جا داده مي شوند كه بعدا بايد خيلي محكم آنرا گره زد. و كيسه را داخل يك ديگ بزرگ آشپزي و يا ديگ جوشاننده پارچه كه با آب پوشيده شده مي اندازيم. جهت اطمينان از خيس شدن كامل آن بايد سنگين باشد، آب را مي جوشانيم، موم از آب سبك تر است بنابراين از ميان كنف هندي فيلتر شده به سطح آب مي آيد. پس از سرد شدن، موم به حالت جامد در مي آيد كه به صورت يك قالب در سطح آب ظاهر مي شود. تمامي تفاله هاي موجود در كيسه بايد دور ريخته شوند. 
..
2- استخراج با آب جوش و فشردن موم
همه شان ها را در داخل ظرفي حاوي 120 ليتر آب گذاشته و روي آن 20 تا 30 ليتر آب جوش ريخته و صبر مي كنيم تا ذوب شود. بعد از اينكه تمامي اين موم ها ذوب شدند، توري را برداشته و محتويات را به درون يك كنف هندي مشبك فرستاده و سپس آن ها را فشار دهيد. موم تحت فشار قرار گرفته و سپس بيرون مي آيد. بعد از اولين فشار شان ها را داخل كنيد و لازم است يك بار فشار داده شوند. اين روش براي بار سوم و آخرين بار تكرار مي شود و هر فشار حدود 90 دقيقه بايد طول بكشد. مايع وارد گيرنده اي مي شود كه موم در آن به سبب اختلاف در چگالش بالا مي آيد و سپس به سرعت سرد شده و به صورت قالب جامدي در روي آب ظاهر مي شود. 
..3- استخراج موم به وسيله بخار
در چنين ذوب كننده ها قانون كلي به شرح زير است: دو تانكر مرتبط با هم به گونه اي تنظيم مي شوند كه يكي يا در داخل ديگري قرار مي گيرد و يا روي آن. چهار چوب ها، شان ها و يا سر پوش ها جهت ذوب داخل يك سبد رو باز آهني، در درون تانكر اصلي، قرار داده مي شوند. استخراج موم از طريق بخار، در مورد سرپوش ها يك روش موفقيت آميز به شمار مي رود در حالي كه براي ذوب كردن شان هاي قديمي زياد مناسب نيست و تنها 80 تا 82 درصد از موم آن را مي توان به دست آورد. 
..
4- استخراج موم با تركيبي از بخار و فشار 
سبدي از شان هاي قديمي، در داخل تانكري مسدود مي شود كه از جوش پر شده و شامل يك مجراي تنگ مي باشد. پيستوني كه توانايي وارد كردن فشار هاي T 15 در دفعات مختلف را داراست، بر اين شان ها فشار وارد مي كند. تانكر را همچنان براي يك ساعت، در حال جوش آهسته نگاه مي دارند. موم به وسيله يك شير، بالاي تانكر خارج مي شود. اين نوع از ذوب كننده هاي موم مي تواند 60 شان موم و حتي بيشتر از آن را ذوب كند كه بازده عالي %95 دارد. 
.. 
5- استخراج موم به روش گريز از مركز
موم را مي توان با استفاده از نيروي گريز از مركز استخراج كرد. در اين روش، شان ها در آب جوش ذوب مي شوند و مخلوط به دشت آمده در حالي كه هنوز درون سبدهايي در داخل يك ذوب كن گريز از مركز مي باشد خالص و تصفيه مي شود. مخلوط مورد نظر جهت جلوگيري از رسوب بايد در دماي بالاي 65 درجه سانتيگراد نگه داشته شوند. اين نوع از ذوب كن ها براي جمع آوري مقادير كم از شان هاي قديمي و يا سرپوش ها مناسب نيستند و اين سيستم در نظر گرفت شده به سبب لوله كش مورد نياز جهت گردش بخار براي نصب بسيار گران قيمت است. 
..
6- استخراج موم به وسيله حلال هاي شيميايي 
موم را مي توان با استفاده از حلال هاي شيميايي استخراج نمود. براي اين عمل، شان هاي قديمي با مواد چرب مانند بنزن، استون، تولون يا تري كلرد اتيلن آغشته مي شوند. اين روش در لابراتورها كاربرد دارد. همچنين در ساخت موم جهت فشردن آخرين قطره موم، از مواد ته نشين شده اي كه پس از فشار باقي مانده اند، مكررا مورد استفاده قرار مي گيرد اما موم به دست آمده به اين روش را معمولا به دليل دارا بودن مقادير كمي از حلال ها نمي توان در كندو استفاده كرد. 
..
7- استخراج گرمايي موم با استفاده از لوازم الكتريكي 
با اين روش، زنبور دار ديگر مجبور به بريدن شان ها قبل از به عمل آمدن آن ها نمي باشد چهار چوب ها و شان ها، بين دو بشقاب آهني عمودي كه با لوازم گرم كننده الكتريكي تنظيم شده قرار داده مي شوند. يك ميله اين دو بشقاب را به هم فشرده و به اين ترتيب موم ذوب شده، وارد گيرنده اي مي شود. بعد از اينكه تمامي موم ذوب شده، بشقاب ها باز شده و تفاله ي پيله ها و تفاله ي موم ها وارد تانكر ديگر كي شوند. با توجه به مدلشان، اين نوع از ماشين ها قادرند در عرض يك ساعت 30 تا 80 چهار چوب را عمل بياورد. 
..
قالب هاي موم: 
صرف نظر از روشي كه براي خارج كردن و استخراج موم به كار مي رود موم زماني كه سريعا سرد مي شود به شكل جامد در مي آيد. با صرف نظر از سيستم مورد استفاده، موم بهبود يافته كاملا خالص نبوده و شامل مقادير زيادي آب و ساير ناخالصي ها مي باشد. 
جهت به دست آوردن خالص ترين و مرغوب ترين كيفيت، موم مخلوط بايد در طول مرحله ظرف كمي گرم نگه داشته شود. اين عمل توسط يك تانكر ظرف به ظرف كني گرمايي انجام مي شود. كه ساده ترين آن يك سطلي است كه درون جعبه اي از خاك اره با يك پوشش كلفت قرار گرفته است. هنگامي كه موم آماده و سرد شد، قالب آماده خارج كردن از مدل است. با توجه به تفاوت هاي چگالي بين موم و آب، موم روي سطح آب آمده و ناخالصي ها زير آب جمع مي شوند. هنگامي كه موم سخت شد مي توان آ ها را از سطح زيرين قالب شكست و جدا كرد. اگر موم سريعا سرد شود، مقادير زيادي از چنين ناخالصي ها در داخل موم گير مي افتند در اين صورت بايد موم را از نو پخت. جهت پختن تفاله قالب ها يا خود قالب هاي موم، يك تانكر همراه با يك صندوق آب تا 80 درجه سانتيگراد گرم 
مي شود. ناخالصي ها با باز كردن شيرهايي كه در سطوح مختلف تانكر جاسازي شده اند فيلتر مي شوند. 
يك تكنيك ديگر، شامل استفاده از يك تانكر كه داراي شيرهاي مختلفي در سطوح مختلف است، مي باشد. دو دريچه كه 3cm از هم فاصله دارند، تقريبا در سطح آب- موم تنظيم مي شوند كه موم بدون ناخالصي خارج مي شود. قبل از انجام اين عمل، آب بايد از تانكر توسط سوراخ پاييني خارج شود تا جايي كه موم ظاهر شود. هنگامي كه به اين نقطه رسيد، موم پخته شده مي تواند به آساني از طريق شير بالايي داخل سطل(سطل هاي پلاستيك عسل)يا گودالي كه از سطح زمين عايق شده(پلي استرن يا چوب) و توسط پتويي جهت جذب رطوبت اضافي پوشيده شده است ريخته شود. موم باقي مانده در ظرف را مي توان دوباره ذوب كرد. خنك شدن موم چهل و هشت ساعت طول مي كشد. 
...
ساخت ورق موم آج شده: 
..
- انتخاب مواد خام 
سرپوش هاي سلولي شايد به اين دليل كه بسيار خالص هستند موجب شكنندگي ساختهايي كه داراي انعطاف كمتري هستند شوند اما در مورد شان ها كاملا ربطي به تكنيك هاي ساخت ندارد. سازنده هاي موم با اينكه از شانهاي موم محافظت به عمل مي آورند ولي معمولا از هر دو روش جهت به وجود آمدن انعطاف پذيري و قدرت استفاده مي كنند.
.. 
- ساخت ورق موج شده: 
..
1- فشار موم به سبك سيني 
مومي كه اساسا مسطح است با روشي مشابه آنچه كه توسط ريستچ اختراع شد تحت فشار قرار مي گيرد البته در مواقعي كه قصد ساخت صفحات كلفت و شكننده از ورق موم آج شده را دارند اين روش رواج چنداني ندارد و زمان زيادي براي ساخت تلف مي شود. 
..
2- روش غلتك 
امروزه اين روش مرسوم ترين روش مي باشد كه با توجه به غلتك ها دو روش متفاوت جهت اين كار وجود دارد. 
...
- تكنيك غلتك هاي پوشيده- روش مستقيم 
تكنيك حاضر سريعترين تكنيك جهت ساخت ورق موم آج شده مي باشد. موم مايع مستقيما داخل غلتك هاي پوشيده از آب سرد كه به شكل سلول هاي 6 ضلعي بوده ريخته مي شود بنابراين موم سرد شده و هم زمان روي يك نوار ممتد چاپ مي شود كه در آخر خط بريده مي شوند. در هر صورت ورق موج آج شده اي كه به اين روش ساخته مي شود معمولا سخت و شكننده است. 
..
- غلتك هاي پوشيده و صفحات از پيش طبقه شده موم: 
در اين روش يك صفحه طبقه طبقه شده از موم داخل غلتك هاي پوشيده ريخته مي شود اينماشين ها عمدتا به عنوان سازنده هاي ورق موج آج شده تخصصي كاربر داند. روش استاندارد آن ساخت رول هاي طولاني از موم ساده مي باشد كه حدودا 3 تا 4 cm ضخامت داشته و توسط چرخش يك غلتك استيل نرم كه از درون توسط جت هاي آب خنك مي شود و داخل يك تانكر از موم ذوب شده مي گردد انجام مي گيرد. يك لايه از موم روي سطح شكل مي گيرد كه توسط كاردي كه قبلا جاسازي شده پيش از ورود به غلتك هاي طبقه طبقه پاك مي شوند. غلتك ها جرياني مداوم از صفحات را ايجاد مي كنند كه يكبار سرد شده و به صورت اتوماتيك دور ك غلتك بزرگ پيچانده مي شود. فشاري كه در طول اين تكنيك مورد نياز است با توجه به خصوصيات مختلف موم تغيير مي كند بنابراين اين صفحات كمتر شكننده بوده و انعطاف پذيري بيشتري نسبت به ورق موج آج شده دارند كه توسط ساير روش ها ساخته مي شود. اكنون نوارهاي طبقه طبقه شده براي مرحله بعدي آماده است رول مومي در يك تانكر آب گرم(40درجه سانتيگراد) سبك گذاشته شده و يا احتياط باز مي شود كه به دليل چگالي كمش شناور مي شود. انتهاي نوار به داخل غلتك هايي به شكل سلول ها6 ضلعي مسطح شده جهت ساخت يك نوار ممتد از ورق موج آج شده خورانده مي شود. در هنگام چرخش غلتك ها توسط يك سري جت هاي كوچك حاوي آب صابون روغن كاري مي شود. نوار مومي آج شده در سايزهاي مختلف بريده شده و به طور اتوماتيك در انتهاي خط توليد روي هم انباشته مي شوند. 

.. 
فاطمه سليمي بنه کهل
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 13:52  توسط مهیار حاجی اسفندیاری  | 

انتخاب محل زنبورستان

يکي از مهمترين نکات مديريتي در پرورش زنبور عسل انتخاب صحيح محل استقرار زنبورستان است. شرايط مطلوب براي محل استقرار يک زنبورستان و محل استقرار کندوها .
.
۱) شرايط آب و هوايي 
به طور کلي شرايطي چون گرما يا سرماي بيش از حد تحمل زنبورها ، بارندگي پيوسته و زياد ، هواي ابري در بيشتر اوقات سال يا فصل مورد نظر ، بادهاي شديد ، هواي شرجي يا هواي غالبا مه آلود ، افزايش يا کاهش ناگهاني درجه حرارت هوا و آلودگي غير تحمل هوا ممکن است چنان منطقه اي را براي استقرار زنبورستان نا مطلوب کند . 
.
۲) پوشش گياهي منطقه 
به طور کلي گياهاني چون توتون ، پنبه ،آفتاب گردان ، يونجه ، شبدر ، اسپرس ، بيدمشک ، گوَ ن ، آويشن ، خردل ، زعفران ، نخود ، لوبيا ، نعنا ، سيب ، گلابي ، مرکبات ، اقاقيا ، کاج ، گياهان زينتي و طيف بسيار وسيعي از ديگر گياهان زراعي ، باغي ، جنگلي و مرتعي منابع شهد و گرده براي زنبور عسل محسوب مي شوند . 
.
۳) اهميت وجود منبع آب سالم در اطراف زنبورستان 
زنبور نيز مانند ساير جانداران به آب به عنوان حياتي ترين نياز خود احتيج دارد . 
.
۴) بهداشت منطقه زنبورستان و اهميت آن 
زنبور عسل نيز مانند ساير حيوانات به برخي از بيماري ها حساس است و متاسفانه بيشتر بيماري ها باعث انهدام بخش مهم يا تمامي کلني هاي زنبور دار مي شود و يا ضمن خسارت به زنبور دار معالجه مي شوند . بنابراين اقتصادي ترين اقدام براي جلوگيري از ابتلاي زنبورها به بيماري توجه زنبور دار به بهداشت منطقه است . 
.
۵) آلودگي هاي صوتي و بوهاي نامطلوب 
مکان استقرار زنبورستان بايد دست کم ۲ کيلومتر از دامداري ها ، مرغ داري ها ، کارخانه هاي دباغي و ديگر مجتمع هاي توليدي که بوي ناخوشايند در آن ها توليد مي شود دور باشد . زيرا بوي بد زنبوران را فراري مي دهد . زنبورستان ها هم چنين بايد از نقاط پر سر و صدا مثل جاده هاي پر رفت وآمد ، کارخانه هاي پر سر و صدا و غيره به اندازه کافي دور باشند تا سرو صدا موجب هراس زنبورها و فراري شدن آنها نشود . 
.
۶) اهميت دور بودن کافي زنبورستان از نقاط مسکوني 
زنبورها با توجه به شعاع پرواز خود ممکن است تا ۱۲ کيلومتر از محل زنبورستان دور شوند . نزيک بودن زنبورستان به مناطق مسکوني ممکن است باعث مشکلاتي براي زنبور دار شود . 
.
۷) اهميت رعايت فاصله زنبورستان ها از هم 
حداقل فاصله لازم به رعايت زنبورستان ها از يکديگر در هر منطقه ۶ کيلومتر است . چنانچه اين فاصله کمتر شود بخصوص اگر منطقه پوشش گياهي چندان خوبي نداشته باشد چند مشکل اساسي پيش خواهد آمد . 
۱) توليد عسل کمتر در دو زنبورستان مجاور هم به علت کمبود منابع شهد و گرده 
۲) به علت گرده افشاني بيش از حد مورد نياز بيشتر گل ها به ميوه يا بذر تبديل شده و تمام ميوه ها قادر به دريافت مواد غذايي کافي نمي شوند و از کيفيت محصول کاسته شده 
۳) امکان رفتن اشتباهي زنبورهاي يک زنبورستان به زنبورستان هاي ديگر و شيوع بيماري و غارت وجود دارد . 
.
۸) نياز زنبورستان به حصار 
۹) ميزان نزديکي زنبورستان به جاده 
براي دسترسي به وسايل نقليه براي حمل و نقل ، بارگيري و تخليه کندوها 
.
۱۰) بهترين مناطق استقرار يک زنبورستان 
بي ترديد بهترين مکان استقرار يک زنبورستان در يک باغ يا مزرعه بزرگي است که محصول آن بايد توسط زنبور عسل گرده افشاني شود. در اين صورت علاوه بر توليد عسل براي زنبوردار محصولات کشاورز يا باغ دار هم به قدر کافي گرده افشاني مي شود. 
.
۱۱) استقرار زنبورستان در کنار دريا يا رودخانه  
چنانچه زنبورستان در ساحل دريا يا رودخانه مستقر شود زنبورها براي نوشيدن و جمع آوري آب بطرف آنها رفته و معمولا جريان آب رودخانه يا امواج دريا بيشتر زنبورها را غرق مي کند و به اين ترتيب خسارت سنگيني به جمعيت کلني ها وارد مي شود . 
.
۱۲) سطح زنبورستان و استقرار کندوها روي پايه يا سکو 
سطح زمين زنبورستان بايد دست کم ۳۰ سانتي متر بالاتر از زمين هاي اطراف باشد. 
.
۱۳) فاصله کندوها از هم در يک زنبورستان 
در يک زنبورستان رعايت فاصله ۵/۲ متر بين دو کندو ضروري است . 
.
۱۴) مکان زنبورستان در رابطه با سمپاشي باغ ها و مزارع 
۱۵) جهت استقرار کندوها در زنبورستان  
چنانکه منطقه اي که زنبورستان در آن مستقر است بادخيز نباشد مي توان کندوها را به گونه اي در زنبورستان مستقر کرد که سوراخ پرواز آنها به سمت مشرق يا جنوب باشد در اين صورت با طلوع خورشيد نور به سمت جلوي کندوها مي تابد و زنبورها زودتر فعاليت روزانه را آغاز مي کنند.در مناطق بادخيز سوراخ پرواز بايد در جهت مخالف وزش باد باشد تا بخصوص در زمستان باد سرد به داخل کندوها وزيده نشود و در ساير مواقع نيز موجب ناراحتي زنبورها نشود. 
.
۱۶) محافظت کندوها از عوامل نامساعد جوي و محيطي 
۱۷) مسافت مکان جديد زنبورستان تا مکان قبلي 
شعاع پرواز مفيد زنبور عسل به ۲ کيلومتر و شعاع پرواز دور آن به ۶ کيلومتر و گاهي به ۱۲ الي ۵/۱۳ کيلومتر مي رسد. براي جلوگيري از مراجعت زنبورها به مکان زنبورستان قبلي مکان زنبورستان جديد تا قبلي بايد بيش از ۶ کيلومتر فاصله داشته باشد. 
.
۱۸) رابطه کندو و مساحت زنبورستان 
ديوارها نبايد از ۲ متر مرتفع تر و فواصل بين کندوها به ميزان حداقل ۵/۲ متر از هم بايد رعايت شود. 
.
۱۹) نحوه استقرار کندوها در زنبورستان 
محل استقرار کندوها در زنبورستان بايد به گونه اي طراحي شود که زنبورهاي پرواز کننده از کندوهاي مختلف مانعي در جلوي زنبورهاي ديگر نباشد به همين جهت در استقرار کندوها طرح هايي چون زيگ زاگ - مربع - گروهي - موازي و غيره ممکن است عملي گردد. 
.
۲۰) زنبورستان در مناطق گرمسيري 
زنبور عسل در حرارت ۱۶ تا ۳۲ درجه سانتي گراد در حداکثر فعاليت است و ۳۴ تا ۳۹ درجه سانتي گراد و ۱۶ تا ۸ درجه سانتي گراد به تدريج از فعاليت آنها کاسته مي شود و در دماي کمتر از ۸ درجه سانتي گراد و بيشتر از ۳۹ درجه سانتي گراد از کندو خارج نمي شوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 13:51  توسط مهیار حاجی اسفندیاری  | 

توليد مثل و تشکيلات کندوي زنبور عسل

زنبورهاي يک کندو شامل يک ملکه، چند صد زنبور نر ون چندين هزار زنبور کارگر مي باشد. در تابستان و بهار که زنبورها فعاليت زيادي براي جمع آوري شيره دارند کندو ممکن است 5-7 کيلو زنبور داشته باشد و تعداد زنبورهاي نر در اين موقع زيادتر از هر موقع ديگر در کندو ديده شوند. هر يک از اين دو نوع زنبور وظيفه خاصي دارند ولي منظوري که يک کندو تعقيب مي نمايد عبارت از بقاي نسل و يا دفاع و نگهداري کندو مي باشد و نظر انفرادي در بين نيست و هيچکدام از آنها در نتيجه سعي انفرادي قادر نيستند که براي مدت طولاني زنده بمانند و بنابراين هدف آنها به طور دسته جمعي انجام مي گيرد.
ملکه 
ملکه زنبور عسل بسادگي از کارگران و زنبور نر مشخص مي شود. ملکه نسبتا درشت تر و درازتر از کارگران و درازتر از زنبوران نر است، ولي پهن تر از آنها نيست. از آنجا که شکم ملکه طويل و در سطح زيرين پهن است، طول بالهايش نسبت به بدن از بال کارگرها و زنبوران نر کوتاه تر است.
نيش ملکه کمي خميده است و نسبت به نيش کارگر داراي دندانه هاي کمتري است و فقط براي از بين بردن ملکه هاي رقيب به کار مي رود. حرکت ملکه در حالت عادي ملايم است ولي در مواقع احتياج مي تواند با سرعت حرکت کند. ملکه اي که جفتگيري کرده و در حالت تخم گذاري است روي شانه هايي قرار دارد که جوانترين نوزادان در آن زندگي مي کنند. ملکه در اين حالت، اغلب بوسيله عده اي محافظ احاطه شده است. سر محافظين اغلب به طرف ملکه مي باشد. محافظان در اين حالت، با شاخک هاي خود ملکه را آرايش مي کنند و با دهان خود او را مي ليسند يا غذا مي دهند؛ بعلاوه مدفوعات وي را بيرون مي برند.
امروزه کاملا واضح است تمام تخمهايي که در سلولها قرار دارد، بوسيله ملکه واحد کندو گذاشته مي شود. اين ملکه در جواني در هواي آزاد با يک يا چند نر پشت سر هم جفتگيري و براي خود تا آخر عمر اسپرم ذخيره مي کند. زنبورهاي کارگر مي توانند تعداد کمي تخم بگذارند ولي قادر به جفتگيري نيستند و معمولا در حالتي که ملکه کندو زنده است تخمگذاري براي آنها ممنوع است. نوزاداني که از تخم زنبوران کارگر بوجود مي آيند به علت اينکه فکنده نيستند تبديل به زنبورهاي نر مي شوند. چنين نرهايي معمولا از نرهاي طبيعي که از ملکه بوجود مي آيند، کوچکترند.
فصل پرورش نوزادان در شرايط آب و هوايي معتدل، به مقدار کم، از اواسط ديماه شروع شده مرتب توسعه مي يابد؛ و اوايل ارديبهشت، به حداکثر خود مي رسد. در صورتيکه شرايط اجازه دهد، فعاليت توليد مثل آنها، به همين وضع، تا اواخر خرداد ماه ادامه پيدا مي کند و از آن به بعد رو به نقصان مي گذارد. در ماههاي آبان و آذر فعاليت زاد و ولد بکلي متوقف مي گردد. نژادهاي مختلف زنبورعسل از اين حيث داراي خصوصيات متفاوت هستند. هنگامي که توليد مثل کلني در حداکثر توسعه خود مي باشد، يک ملکه ممکن است 1500 تا 2000 تخم در روز بگذارد.
اگر چه يک زنبور کارگر بتنهايي مي تواند يکي دو هفته در قفس زنده بماند ولي هيچ زنبور کارگري مايل نيست که به حالت انفرادي زندگي کند و در اولين فرصت، به يک کلني مي پيوندد. زنبورهاي کارگر اغلب بوسيله بو، ارتعاشات صوتي، ديد و حرارت به هم جذب شده به صورت دسته در مي آيند. زنبورهاي يک کندو وقتي که فاقد ملکه نيز باشند از هم پراکنده نمي شوند و باز هم تقسيم کار در بين آنها حکمفرما مي باشد. عده اي به صورت دسته جمعي در کندو مي مانند و عده قليلي براي آنها غذا مي آورند.
با اينکه ملکه در بهم آمدن افراد يک کلني تاثير عمده ندارد ولي براي بقاي کلني نهايت ضرورت را دارد. 

الف - پرورش ملکه: در يک کلني زنبور عسل، پرورش ملکه ممکن است به يکي از علل زير صورت گيرد: 
1)نشاندن ملکه جديد به جاي ملکه اي که به علت نا معلوم معدوم شده است. 
2)تعويض ملکه اي که پير شده ولي هنوز مايل است فعاليت داشته باشد. 
3)براي ازدياد کلني يا بچه بيرون کردن. 
در هر يک از حالات فوق، کارگزاران موقعي اقدام به ساختن خانه ملکه و پرورش آن مي کنند که ماده بخصوص جلوگيري کننده به آنها نرسد. 
در حالت اول، چندين ملکه در خانه هاي اضطراري که با تغيير شکل خانه کارگران ساخته شده، پرورش داده مي شوند. در اين خانه ها اغلب يک لارو يا ندرتا يک تخم قرار دارد. چگونگي انتخاب اين خانه ها و لاروها براي پرورش ملکه کاملا روشن نيست. در چنين خانه هايي، قسمت تحتاني سلول به خط وسط شانه موم منتهي مي شود و بر عکس، خانه هايي که در شرايط عادي ساخته مي شوند قسمت ضخيم سلول، بوسيله ساقه کوتاه مومي، به سطح يا لبه قاب چسبيده است. در اين حالت، نوزاد بطرف پايين آويزان است. در ابتداي ساختمان خانه اضطراري، سلول اصلي (سلول کارگر) بوسيله مايع بخصوصي که از غده زير فکي کارگران ترشح مي شود، انباشته شده، لارو داخل سلول اصلي در سطح آن شناور مي شود. به اين ترتيب، لارو وارد قسمت ويژه اي که براي پرورش ملکه ترتيب داده شده مي گردد. لاروهايي که براي پرورش اضطراري ملکه انتخاب مي شوند اغلب دو روزه هستند ولي لاروهاي سه روزه هم مي توان يافت. معمولا کارگران کوشش مي کنند که در پرورش اضطراري ملکه از لاروهاي مسن تر استفاده کنند. تجربه ثابت کرده است، لاروهايي که از سه روز بيشتر عمر داشته باشند براي پرورش ملکه مناسب نيستند و در آنها نقايصي يافت مي شود.
در صورتي که لارو انتخاب شده براي پرورش ملکه دو روزه باشد، در حدود 11 روز بعد، ملکه کامل از سلول خارج مي شود و اگر شرايط هوايي مساعد باشد، در فاصله 10 روز بعد جفت گيري کرده خود را براي تخم گذاري آماده مي کند. در اين صورت، از وقتي که کندو ملکه اي را از دست مي دهد تا هنگامي که ملکه تخمگذاري جانشين آن گردد حداقل سه هفته طول مي کشد.
ملکه هايي که از لاروهاي دو روزه يا کمتر به دست مي آيند فرقي با ملکه معمولي که از طريق تخمگذاري مستقيم ملکه در خانه ملکه به دست مي آيند ندارند. بايد توجه داشت که در هر خانه ملکه بيش از يک بار ملکه پرورش داده نمي شود و پس از آن خانه منهدم مي گردد. اندازه و شکل ظاهري سلولهاي ملکه اغلب با هم تفاوت دارند. طول آنها در حدود 5/2 سانت است و قطرشان از قاعده به بعد تقليل مي يابد. و دهانه آن اغلب حدود يک سانتي متر است.
تعداد خانه هاي ملکه که در يک کلني ساخته مي شوند، کاملا متفاوت است و بستگي به نژاد و اندازه کلني دارد. بطوري که اظهار مي شود، نژادهاي ايتاليايي و قفقازي کمتر از نژادهاي ديگر براي بچه بيرون کردن خانه ملکه مي سازند. کلني هاي نژادهاي قبرسي، سوري و مصري گفته مي شود که گاهي تا صد عدد ملکه در هر دفعه پرورش مي دهند. اينکه مي گويند، تعداد ملکه هاي پرورش داده شده در حالت تعويض ملکه کمتر از حالتي است که زنبورها بچه مي کند، تقريبا حقيقت به نظر مي رسد. در حالتي که کلني بخواهد ملکه عوض کند، عده ملکه هاي تازه از 2 تا 3 تجاوز نمي کند ولي در بعضي موارد به تعداد بيشتر نيز مشاهده شده است.
خانه هاي ملکه همگي در يک لحظه ساخته نمي شود و لاروهايي که براي پرورش انتخاب مي شوند ممکن است همگي در يک سن نباشند. نکته جالب اين که هميشه اولين ملکه که از خانه خود بيرون مي آيد به عنوان ملکه کندو انتخاب نمي شود و چه بسا که ملکه هاي بعدي اين سمت را به عهده بگيرند.

ب - به وجود آمدن افراد کارگر يا ملکه: زنبورهاي کارگر و ملکه همگي ماده اند و از تخمهايي که تلقيح شده اند پديد مي آيند. تنها وجود خانه ملکه و غذاي مخصوص است که موجب پرورش ملکه يا کارگر مي گردد. اين وضعيت به زنبورداران اجازه مي دهد که با انتقال (پيوند) لارو يا تخمهايي که در خانه هاي کارگر وجود دارند و خانه هايي که مصنوعا براي ملکه مي سازند و در کندوهاي بدون ملکه قرار مي دهند، ملکه هاي زيادي پرورش دهند. در اين صورت، واضح است که اختلاف بين ملکه و کارگر ژنتيکي نيست بلکه بسته به طرز پرورش و تغذيه است. سالها قبل ( درحدود 1888) پلانتا متذکر شد که زنبورهاي پرستار، براي تغذيه نوزادان ملکه منحصرا از ترشحات دهان خود استفاده مي کنند و حال آنکه در مورد نوزادان کارگر، پس از روز سوم، مقدار زيادي عسل به غذاي آنها مي افزايند. مواد مترشحه بزاقي محتوي مقدار نسبتا زياد پروتئين و اسيدهاي چرب از نوع اسيد 10- هيدروکسي دسنوئيک مي باشد که بوسيله غدد زير فکي ترشح مي شود.
متاسفانه تجزيه مواد غذايي که براي تغذيه لاروهاي ملکه يا کارگران در سه روز اول به کار مي رود بوسيله متخصصين مختلف نتايج متفاوتي داده است. به همين دليل هيداک نتيجه گرفته است که مواد تشکيل دهنده غذاي لاروي اغلب متغيير است.
اختلاف بين ملکه و کارگر در اختلاف مواد تشکيل دهنده غذاي لارو نيست بلکه به علت تفاوت در ميزان مصرف آن بوسيله لارهاي ملکه مي باشد. هيداک متذکر مي شود که تمام لاروها در سه روز اول زندگي خود، به مقدار مساوي و به حد وفور از غذاي لاروي بهرمند مي شوند ولي از روز سوم به بعد، لاروهايي که براي ملکه شدن پرورش داده مي شوند به همان ترتيب سابق، تغذيه مي شوند و حال آنکه از ميزان جيره غذايي لاروهاي کارگر به مقدار معتنابهي کسر مي شود. در اين صورت، سرعت رشد آنها در سه روز اول مساوي است ولي از آن به بعد، لاروهاي ملکه بسرعت رشد مي کنند و نشو و نماي لاروهاي کارگر کند مي شود. کثرت مواد غذايي براي ملکه چنان است که حتي بعد از بسته شدن خانه هنوز مدتي از آن استفاده مي کند؛ در حالي که لاروهاي کارگر بعد از بسته شدن سلولها اصلا غذايي در خانه ندارند و يا مقدار آن بسيار ناچيز است. در اثر نبودن غذاي کافي، تخمدانها در مرحله لاروي بدون رشد مي مانند و در نتيجه هرمونهايي که بايد از آن ترشح شده موجب صفات ثانوي ملکه مي گردند، هرگز ترشح نمي گردند.

ج - ملکه باکره: وقتي که لارو ملکه به رشد کافي رسيد، زنبوران کارگر خانه آنها را با ورقه نازکي موم مي بندند. وقتي لارو غذاي خود را به اتمام رسانيد، بوسيله رشته هاي ابريشمي که از غده هاي سينه اي ترشح مي شود پيله نازکي در داخل سلول خود مي سازد و در حالتي که سرش پايين است به خواب يا به حالت استراحت مي رود. سپس تبديل به شفيره شده، بعد به حشره بالغ مبدل مي گردد. وقتي ملکه مي خواهد خارج گردد ابتدا بوسيله آرواره هاي خود، پيله و پوشش مومي سلول خود را قطع مي کند بطوريکه بتواند از سلول خارج گردد. وقتي خارج شد سلول و بقاياي آن فورا بوسيله زنبوران کارگر تميز مي گردد. زمانيکه کلني آماده بچه دادن باشد، معمولا زنبورهاي کارگر براي مدتي مانع خارج شدن ملکه جوان از سلول مي گردند(اين مدت ممکن است چند ساعت و حتي يک روز باشد) و او را از روزنه اي که در قسمت خارجي سلول تعبيه کرده بود تغذيه مي کنند. هنگامي که ملکه مادر بوسيله عده اي از زنبوران از کندو خارج شد، يا اينکه ملکه باکره ديگري که قبلا اجازه خروج يافته است با عده اي بيرون آمد، به اين ملکه اجازه مي دهند که خارج شود و دسته ديگري از زنبوران را با خود ببرد. اين عمل ممکن است چندين بار تکرار گردد و سپس در صورتيکه ملکه مادر هنوز در کندو مانده باشد، معمولا ملکه تازه با او به جنگ پرداخته پس از نابود کردن آن، خود به اداره کندو مي پردازد.
معمولا وقتي يک کلني آماده بچه کردن نيست، اولين ملکه باکره اي که به حالت بلوغ مي رسد اجازه خروج از سلول را پيدا مي کند. وقتي از سلول خارج شد ابتدا متوجه سلولهايي مي شود که در آنها عسل ذخيره شده و مدت دو تا سه روز فقط تغذيه مي کند. در اين مدت، کارگرانکمتر به او توجه دارند و بندرت دورش جمع مي شوند(اگر چه گاهي اوقات ديده شده که عده کمي کارگر در اطراف ملکه جمع مي شوند). چند ساعت بعد از خروج، معمولا ملکه در صدد از بين بردن ملکه موجود در کندو و ملکه هاي ديگري که قبلا از سلولهاي خود خارج شده اند و شفيره هايي که حتي از سلول خارج نگرديده اند بر ميآيد. گاهي ملکه جوان توجهي به مادر خود ندارد و در صدد منازعه با وي بر نمي آيد و چند روزي در کنار هم با هم زندگي مي کنند و حال آنکه وقتي دو ملکه باکره به هم برخورد مي کنند شروع به جنگ مي کنند و آنقدر مي جنگند تا يکي کشته شود. گاهي نيز ملکه باکره اقدام به حمله به سلولهاي ملکه مي کند و آنها را قبل از آنکه به رشد کامل برسند نابود مي کند. در اين حالت، ابتدا به سلولي که بسته شده حمله مي کند.
ملکه باکره وقتي که تقريبا 3-5 روزه است، قبل از پروازهاي مخصوص جفتگيري يا نو پتال پروازهاي اکتشافيدر اطراف کندو مي نمايد. پروازهاي قبل از جفت گيري يا پري نو پتال . جفتگيري معمولا در گرمترين اوقات روز صورت مي گيرد. گاهي ملکه بعد از چند دقيقه جفتگيري کرده به کندو بر مي گردد. ولي اکثر موارد، مدتي که در خارج از کندو مي گذراند از 10 تا 30 دقيقه طول مي کشد.
ملکه بعد از جفتگيري به فاصله 2 تا 3 روز شروع به تخم ريزي مي کند. عقيده عمومي بر اين استکه از اين تاريخ به بعد، ملکه زنبورعسل هرگز جفتگيري نمي کند و از کندو نيز خارج نمي شود مگر اينکه همراه با عده اي زنبور کارگر کندوي خود را به منظور تشکيل کلني جديد ترک نمايد. سني که ملکه در آن جفتگيري مي کند بستگي به شرايط آب و هوايي دارد؛ و بعضا مربوط به نژاد زنبور نيز مي باشد؛ ولي به نظر مي رسد که در فاصله روز ششم تا دهم ملکه جفتگيري مي کند.
مشاهده جفتگيري که مطمئنا در آسمان انجام مي گيرد خيلي کم صورت گرفته است. بنابر گزارشي که در اين خصوص در دست است، زنبورهاي نر در آسمان بسرعت در اطراف ملکه پرواز مي کنند و هر يک کوشش دارند که خود را به او برسانند. اين پرواز دسته جمعي مدتي به طور زيگزاگ ادامه دارد. زنبور نري که موفق به جفتگيري مي شود آلت تناسلي و قسمتي از اعضاي مربوط را از دست داده و مي ميرد و گاهي اوقات وقتي ملکه وارد کندو مي شود اين قسمت از بدن زنبور نر به انتهاي شکمش چسبيده است.
در مدت کوتاهي که عمل جفتگيري انجام مي گيرد، اسپرم نر به واژن ملکه وارد مي شود. براي جلوگيري از خروج و ريزش اسپرم از واژن، حشره نر بلافاصله دهانه خروجي واژن را با ماده ژلاتيني مخصوص مسدود مي کند. اسپرماتوزوئيدها سپس به سمت کيسه اسپرم شناور و در آن متمرکز مي شوند. در کيسه اسپرم، اسپرماتوزوئيدها بطور منظم، پهلوي هم و تقريبا بدون حرکت قرار مي گيرند. آخرين مطالعات نشان مي دهد ملکه معمولا قبل از اينکه شروع به تخم گذاري کند، چندين بار جفتگيري کرده به اندازه کافي براي آينده خود اسپرم ذخيره مي کند.

د - تخمگذاري: کمي بعد از اينکه ملکه جفتگيري کرد، توجه کارگران نسبت به ملکه بيشتر مي شود. درهر جا که ملکه قرار گيرد حلقه اي از کارگران که اعضاي آن مرتب تغيير مي کند، تشکيل مي گردد. زنبورهاي کارگر جوان اقدام به تغذيه ملکه مي کنند و بدن او را به وسيله شاخک هاي خود لمس نموده با دهان مي ليسند تا مواد مترشحه ملکه را دريافت کرده بين ساير زنبورها تقسيم کنند. اين کارگران همچنين مواد دفعي و تخمهايي را که ملکه مي گذترد جابجا مي نمايند. ملکه هنگام تخمگذاري در روي شانه ها، روي قاعده مشخصي حرکت مي کند.ابتدا سر خود را وارد تک تک سلولها نموده آنها را آزمايش مي کند و سپس تخمي در آن قرار مي دهد. براي اين منظور، شکم خود را خم کرده انتهاي آن را داخل سلول مي کند.
در زمستان و اوايل بهار، معمولا ملکه تخمهاي خود را در سلولهاي مرکزشان قرار مي دهد. وقتي ملکه به سن دو تا سه سالگي مي رسد، مقدار تخم آن بشدت تقليل مي يابد و حتي تخمهايي که مي گذارد، ممکن است تلقيح شده نباشد. در اين صورت، زنبورهاينر حاصل مي شوند. چنين ملکه اي بزودي بوسيله کارگران نابود خواهد شد ولي در صورتي که ملکه جوان جايگزين آن نشود، ملکه پير در بين 3 تا 4 سالگي در اثر پيري مي ميرد. در شرايط استثنايي، يک ملکه ممکن است تا هفت سال هم زنده بماند.

ه - توليد مثل به طريق بکرزايي: در گذشته چنين تصور مي شد که تخم حشرات و ساير حيوانات فقط در صورتي تفريخ مي شود که فکنده شده باشند. اگر چه اين عقيده در مورد خيلي از جانوران صادق است ولي کليت ندارد و هستند جانوراني که ممکن است تخم آنها، بدون انکه فکنده شود، نشو و نما پيدا کند. اين طريق توليد مثل را بکر زايي مي گويند. در زنبور عسل تخمهاي فکنده نشده توليد افراد نر مي کند.
اين که يک ملکه چگونه مي تواند به اختيار خود تخم تلقيح شده يا نشده بگذارد، مربوط به وجود کيسه ذخيره اسپرم است. اين کيسه کروي شکل انبار اسپرماتوزئيدهاست و بوسله لوله باريکي به زهدان ارتباط دارد. اين لوله باريک مجراي اسپرم نام دارد. قسمتي از اين لوله که معبر اسپرماتوزئيد است، عمل تلمبه تحت کنترل را، در خالي کردن اسپرماتوزئيد، انجام مي دهد. بدين ترتيب که ملکه بوسيله آن قادر است مانع خروج اسپرم شده يا اراده به خارج کردن اسپرماتوزوئيد و هدايت آن به داخل زهدان نمايد و تخمهاي در حال خروج از زهدان را تلقيح نمايد.
معمولا يک يا دو اسپرماتوزوئيد از سوراخ ميکروپيل وارد تخم مي گردد.

و - ديدن ملکه: بعضي از مربيان وقت زيادي براي جستجوي ملکه صرف مي نمايند ولي بهتر است بجاي اين کار اطلاع حاصل کنند که ملکه خوب کار مي کند يا خير. اگر در کندو به مقدار کافي نسل زنبور در مراحل مختلف ديده شود که در قابها بطور منظم برقرار شده اند، نشان مي دهد که فعاليت ملکه رضايت بخش مي باشد. بنابراين، احتياجي نيست که تمام کندو بازرسي شود و امتحان يکي دو قاب نسل کافي است. ولي اگر حتما لازم باشد که ملکه ديده شود بايد کندو را با آرامش کامل باز نمود و حتي الامکان کمتر دود داد و اگر کندو دو طبقه و نسل در هر دو طبقه وجود دارد بايد طبقه بالا را برداشت و آن را روي سرپوش کندو قرار داد و به آزمايش طبقه بالا پرداخت؛ يعني قاب مجاور جدار را خارج و به بدنه کندو در خارج تکيه داد تا جا براي حرکت قابهاي ديگر فراهم گردد. سپس قابهاي ديگر را، يکي بعد از ديگري، امتحان نمود.
هر قابي که خارج مي شود بايد يک نگاه سطحي، در داخل کندو و در روي قاب بعدي انداخت تا اگر ملکه واضح باشد ديده شود. و بايد هر قاب را که خارج شده است با دقت معاينه کرد؛ مخصوصا قابهايي که داراي تخم مي باشد. زيرا معلوم مي کند که ملکه بايد روي اين نوع قاب باشد، و اگر در قابهاي اين طبقه تخم و لارو جوان ديده نشود، بايد حدس زد که ملکه در طبقه ديگر کندو است و بايد قابهاي طبقه مزبور را نيز با دقت بررسي کرد. اگر کندو در اين موقع تکان داده شود يا دود زيادي به کار برود، ممکن است ملکه خود را مخفي کند؛ حتي ممکن است در جدار طرفي کندو يا روي تخته کف زير قابها برود که در اين صورت پيدا کردن آن مشکل است.

عملياتي که روي ملکه انجام مي گيرد:
اين عمليات قطع بال يا علامتگذاري است. براي اين کار بايد ملکه را گرفت و چون کار مهمي است و بايد با دقت کامل صورت گيرد، بهتر است ابتدا در روي زنبورهاي نر آزمايش کرد و پس از ورزيده شدن، در مورد ملکه اجرا کرد.
بايد با ملايمت بالهاي ملکه را گرفته آن را از روي قاب بلند کرد؛ و نبايد در اين موقع به شکم آن فشار وارد شود. بعد از گرفتن بايد آن را به دست ديگر بطوريکه اقلا دو پاي يک طرف آن بين انگشت شست و سبابه گرفته باشد منتقل نمود و از آوردن فشار زياد خودداري کرد. در اين حالت، بايد بالهاي آن آزاد باشد. معمولا ملکه نيش نمي زند و در اين صورت، مي توان يک بال آن را قيچي کرد و يا با مرکب مخصوص، پشتش را علامتگذاري نمود. براي چيدن بال، بايد قيچي مرتبي به کار برد و نصف طول بال را بريد و نبايد بيشتر قطع شود. و دقت شود که پاها در اين موقع قطع نشوند. بعضي مربيان بال ملکه را در يکسال از طرف راست و در سال ديگر از طرف چپ قطع مي کنند و از روي آن سن ملکه مشخص مي گردد و علامتگذاري معمولا با رنگ زرد در بالاي پشت يا در قسمت سينه انجام مي گيرد. در زنبورهاي تيره بسرعت ملکه مشخص مي گردد و اين رنگ زود خشک شود. معمولا لاک ناخن يا رنگهايي نظير آن را مي توان بکار برد. ملکه را مي توان داخل قفسه ملکه هدايت نمود بدون آنکه گرفته شود. اين عمل را با قرار دادن دهانه باز جعبه در جلو ملکه و قرار دادن انگشت شست و سبابه در طرف ديگر آن انجام مي دهند. ملکه بعد از اينکه چند روز در قفس نگاهداري شود، کوچکتر از ميزان معين در موقع تخمگذاري و سبکتر است و بنابراين اگر آزاد گذارده شود بسهولت پرواز کرده، گم خواهد شد.

ز - وارد کردن ملکه تازه به کندو: اين عمل بمنظور تعويض ملکه صورت مي گيرد. در اين روش، مربيان ملکه لازم را از موسسات تربيت ملکه خريداري و از آن استفاده مي کنند. مي توان تعويض ملکه را در هر موقع سال عملي نمود ولي اغلب آن را در اواخر دوره عسل کلي و يا در اوايل بهار انجام مي دهند و معمولا در بهار، هنگام جلوگيري از بچه دادن، به اين کار اقدام مي کنند. در هر صورت، براي شروع به اين کار، بايد نصف روز يا چند ساعت قبل از آن که ملکه جديد وارد شود، ملکه سابق را بگيرند و بيرون کنند؛ يعني کندو را ((يتيم)) نمايند و اين عمل بدين جهت صورت مي گيرد که زنبوران به وضعيت غير عادي و فقدان ملکه پي برده ملکه جديد را به آساني بپذيرند. بايد در موقع تعويض ملکه، اثري از حجرات ملکه در کندو نباشد؛ و اگر وجود دارد از بين برده شود. گاهي نيز گرفتن ملکه سابق و وارد کردن ملکه جديد را با هم انجام مي دهند. ملکه سابق که گرفته شده، اگر زنده است، بايد آن را در قفس ملکه نهاد و در کندوي ديگر بالاي صفحه جدا کننده ملکه قرار داد تا ملکه جديد شروع به تخمگذاري نمايد. چنانچه زنبورها ملکه جديد را از بين ببرند، مي توان ملکه قديم را موقتا به کند برگرداند تا بعدا ملکه ديگري فراهم کرد.
اغلب اين کار را به کمک قفسه ملکه صورت مي دهند؛ و قفس ملکه به صورتهاي مختلف ساخته مي شود و معمولا جعبه کوچکي است که يک يا دو طرف آن، توري سيمي و دهانه آن باز مي باشد و ملکه در آن قفس نگهداري مي شود. دهانه باز قفس را با ورقه اي از قند مي پوشانند؛ و اگر کندو قوي باشد روي قسمتي از آن، قند و کاغذ مي چسبانند و اگر کندو ضعيف باشد به همين ترتيب، بدون کاغذ، در حالي که ملکه در داخل آن قرار دارد آن را در بالاي قسمت قابهاي تربيت نسل مي گذارند بطوري که طرف سيمي آن به طرف پايين و بين فاصله قابها واقع باشد. در اين صورت، زنبورهاي کندو از فواصل توري سيمي، ملکه را تغذيه خواهند نمود و با آن آشنا مي شوند و در عين حال ملکه بوي کندو را به خود مي گيرند و همچنين زنبورها شروع به خوردن ورقه قند دهانه قفس نموده، از سوراخ مزبور ملکه را آزاد مي نمايند.
بعد از قرار دادن جعبه ملکه نبايد براي مدت يک هفته کندو را باز و ملکه را ناراحت کرد. اگر قبل از شروع تخمگذاري کندو را باز کنند، اغلب اتفاق مي افتد که زنبورها ملکه را بکشند.

منبع: دکتر محمد عراقی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 13:50  توسط مهیار حاجی اسفندیاری  | 

بررسي اثرات ضد باكتريائي بره موم زنبورعسل

بررسي اثرات ضد باكتريائي بره موم زنبورعسل روي باكتري پني باسيلوس لاروا عامل بيماري لوك آمريكائي زنبورعسل
دكتر مصطفي مرادي 
عضو هيئت علمي موسسه رازي كرج بخش تحقيق و تشخيص بيماريهاي زنبورعسل و كرم ابريشم

بره موم زنبورعسل يا Propolis ماده اي مركب از صمغ انواع درختان و گياهان مختلف است كه كارگران زنبورعسل آنرا در سبد گرده هاي خود جمع آوري كرده و با ايجاد تغييراتي در آن , از آن به عنوان ماده اي درزگير, صيقل دهنده, ضدعفوني كننده داخل كندوها و سلولهاي مومي و موميائي نمودن لاشه حيوانات تلف شده در داخل كندوها استفاده مي نمايد. بره موم از تركيباتي از جمله صمغ, موم, روغنهاي فرار و گرده گل تشكيل شده است و با استفاده از آناليز بيوشيميائي از تركيبات متنوعي از جمله الكلها ,آلدئيدها, فلاونوئيدها, اسيدهاي آمينه, كالكونها, استرها, استونها, اسيدهاي چرب و ... تشكيل گرديده است كه هر از اين تركيبات در صنايع داروئي ارزش بالائي دارند.
بشر از قديم الايام متوجه اثرات درماني و ضد باكتريائي بره موم بوده است و در موارد بسياري از بيماريهاي انسان و حيوان مورد استفاده قرار داده و نتايج رضايت بخشي را كسب نموده است. در چند دهه اخير تحقيقات زيادي روي خواص درماني بره موم بخصوص اثرات ضد باكتريائي آن انجام گرفته و نتايج قابل توجهي كسب شده است و در برخي موارد از آنتي بيوتيكهاي صناعي هم موثرتر بوده است.
در اين بررسي ميزان حساسيت باكتري پني باسيلوس لاروا عامل بيماري لوك آمريكائي زنبورعسل كه خطرناكترين بيماري زنبورعسل است مورد بررسي قرار گرفت و از روشهاي رايج در بررسي اثرات آنتي باكتريائي مواد روي باكتريها از جمله روش رقت در براث و روشBaure – Kirby استفاده گرديد.
در روش رقت در براث باكتري مذكور را در محيط براث كشت داد و با استفاده از رقتهاي مختلف عصاره هاي اتانولي بره موم تحت تاثير قرار داديم . در روش Baure – Kirby از ديسكهاي كاغذ صافي آغشته به ميزانهاي مختلف عصاره هاي الكلي بره موم استفاده گرديد كه نتايج حاصله به شرح زير است:
در روش رقت در براث رقتهاي 32/ ميلي گرم در ميلي ليتر بره موم و بيشتر از آن باعث مهار رشد باكتري مذكور گرديدند و بدينصورت رقت 32/ ميلي گرم در ميلي ليتر بره موم به عنوان حداقل غلظت ممانعت كننده از رشد( MIC ) بره موم روي باكتري پني باسيلوس لاروا تعيين گرديد و در روش بائور كربي ديسكهاي كاغذ صافي حاوي 01/ تا 1/ ميلي گرم بره موم با ايجاد هاله هاي ممانعت از رشد باكتري به قطر 5 الي 18 ميلي متر در اطراف خود مانع از رشد باكتري مذكور گرديدند.
نتايج حاصل از اين بررسي نشان مي دهد كه بره موم زنبورعسل ايران در مقايسه با بره موم توليدي برخي از كشورهاي ديگر از خاصيت ضد باكتريائي نسبتاً بالائي برخوردار است و در صورت استفاده صحيح مي تواند در درمان بيماري لوك آمريكائي زنبور عسل مورد استفاده قرار گيرد. در رابطه با اثرات داروئي بره موم روي ساير عوامل بيماريزاي انسان و دام تحقيقات زيادي صورت گرفته است. از جمله بارزترين و خوشبينانه ترين اثرات بره موم اثر آن روي انواع ويروسها از جمله ويروس عامل بيماري مهلك ايدز و انواع سلولهاي سرطاني بوده است كه نويدهاي را در راه درمان اين بيماريها با استفاده از تركيبات مختلف بره موم ايجاد كرده است. با توجه به تنوع پوشش گياهي ايران و تركيبات متنوع موجود در بره موم زنبور عسل ايران مي توان استفاده هاي زيادي از آنرا در درمان بيماريهاي انسان و دام برد.

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 13:48  توسط مهیار حاجی اسفندیاری  |